راه حل فقط «افزایش سن بازنشستگی» نیست/ چگونه درآمد تامین اجتماعی ماهانه حداقل ۲ هزار میلیارد تومان افزایش می یابد؟


راه حل فقط «افزایش سن بازنشستگی» نیست/ چگونه درآمد تامین اجتماعی ماهانه حداقل ۲ هزار میلیارد تومان افزایش می یابد؟

تنها راه جلوگیری از سقوط پول، حداقل در مورد تامین اجتماعی، «افزایش سن بازنشستگی» نیست. این ادعا با مختصات اقتصاد ایران سازگاری ندارد.


به گزارش خبرنگار ایلانا، «ضریب حمایت و معادله حفظ تعادل صندوق‌های بازنشستگی» این فقط یک کسری است، در نتیجه تقسیم صورت بر مخرج، هر چه نتیجه بیشتر باشد، ضریب امنیتی و مانده منابع صندوق بیشتر است. به عبارت دیگر، هر چه عدد به دست آمده از معادله «ورودی ها/خردادها» بیشتر باشد، صندوق از بحران نقدینگی و مشکل کمبود منابع خارج می شود.


بنابراین برای رهایی از بحران کاهش مداوم ضریب حمایتی صندوق بازنشستگی باید تلاش کرد تا این کسری تا حد امکان بزرگتر شود و تنها دو راه برای بزرگتر کردن محصول کسری وجود دارد. : صورت را زیاد و مخرج را کم می کند.


ذخیره قرعه کشی:


چگونه می توان صورت کسر بزرگ و مخرج کوچک را درست کرد؟!


در مورد صندوق های بازنشستگی فقط دو راه وجود دارد، راه اول. روش اول افزایش درآمد ماهانه صندوق بازنشستگی یا منابعی است که صندوق دریافت می کند که به دو صورت با استفاده از ابزار بیمه افزایش می یابد، به عنوان مثال افزایش سطح بیمه و کار رسمی با پوشش بخشی از اقتصاد غیررسمی یا بهره گیری از اصلاحات عملکردی یا پارامتریک با هدف افزایش سطح بیمه بیمه فعلی. در واقع در مورد صندوق های خود حمایتی مانند تامین اجتماعی نیز راه حل مهم سوم برای افزایش میزان درآمد صندوق وجود دارد: پرداخت هزینه. ‌ تا امروز پرداخت نکرده است؛ بدهی انباشته تاریخی که به گفته کارشناسان بیش از ۴۲۰ هزار میلیارد تومان است و همچنین بدهی جاری دولت بابت سه درصد حق بیمه افراد دارای بیمه عادی و حق بیمه کارفرمایی بیش از ۲۶ گروه بیمه خاص، پرداخت این مبالغ در بودجه های سالانه در نظر گرفته شود


و راه دوم کاهش مخرج محصول یا کاهش جریان های مستمر صندوق است. از نظر تامین اجتماعی نیز نتایج همان تعهدات قانون تامین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ یعنی دو بند “مستمری بازنشستگان” و “خدمات پزشکی ارائه شده به کلیه افراد بیمه شده” است. برای کاهش تعداد محصولات، یا باید خدمات پزشکی رایگان را به جامعه هدف کاهش داد که در این زمینه اقدامات زیادی را عمدا یا ناخواسته انجام داده است. امروزه اگر بیمه تکمیلی نداشته باشید با بیمه پایه حتی نمی توانید یک سونوگرافی ساده یا رادیولوژی انجام دهید. یا باید از مبلغ مستمری بازنشستگان کسر شود. امروز توجه ویژه ای به این موضوع اخیر شد، اگرچه هیچ یک از راه حل های بسط حاصلضرب کسر روی میز قرار نگرفت. آنها می خواهند با افزایش سن بازنشستگی تحت لوای اصلاحات پارامتریک و حفظ فاکتور حمایتی صندوق تامین اجتماعی قبل از سقوط در سیاهچاله عمیق، مخرج کسری را کاهش دهند.


چرا به فرم محصول نمی روند؟


اما سوال اینجاست که چرا به سمت فرم تولید نمی روند; چهره این محصول را می توان بدون استرس طبقه کارگر و با ابزارهای عملکردی و مدیریتی بدون رسیدن به اصلاحات پارامتریک افزایش داد. البته اصلاحات پارامتریک زمانی معنا پیدا می کند که بالاترین پوشش بیمه ای را داشته باشیم و هیچ گروهی از کارگران از چتر بیمه خارج نشوند. اصلاحات پارامتریک زمانی معنا پیدا می کند که دولت هیچ بدهی به سازمان نداشته باشد و تمام بدهی های خود را به دولت گذشته پرداخت کرده باشد و اصلاحات پارامتریک زمانی معنا پیدا می کند که اصلاحات عملکردی بر اساس الزامات قانونی که قبلاً انجام شده است تثبیت شود، مثلاً در ماده ۴۱ کار. کارگران شاغل باید متناسب با حداقل سبد معیشت خانوار و افزایش هزینه های زندگی باشد، در صورت اجرای این بند قانونی، با افزایش دستمزد کارگران بیمه کار، حق بیمه ماهانه به گروه پرداخت می شود. را نیز افزایش دهد. بنابراین تا زمانی که قانون اجرا نشود از ابزار نظارتی برای گسترش چتر بیمه ای استفاده نمی کنند و دولت تعهدات خود را نمی پردازد، خواستار اصلاحات پارامتریک می خواهد بدون سایر طرف های دخیل در پرونده به جامعه کارگری فشار بیاورد. پرداخت کمترین مبلغ


قوانین ساده ریاضی می گویند که شما می توانید صورت کسر را افزایش دهید تا کسری از مخرج کم یا زیاد شود. واقعا چرا وقتی کسر جای رشد دارد فقط به سمت مخرج می روند و می خواهند با بالا بردن سن بازنشستگی کارگران شاغل از میزان مستمری پرداختی به جامعه هدف کم کنند، فقط آن دسته از کارگرانی که ندارند. حداقل دستمزد به اندازه کافی و بین دستمزد آنها و هزینه زندگی کف فاصله زمین تا آسمان؟!


حسین حبیبی (عضو هیات مدیره شورای عالی شوراهای اسلامی کار کشور) در این خصوص می گوید: پرداخت بدهی سنگین دولت موضوع مهمی است اما اگر این موضوع را هم کنار بگذاریم، وجود دارد. هنوز راه حل هایی برای افزایش ورودی گروه. راه حل اصلی بازرسان تامین اجتماعی فعال بودن و گرفتن کارگاه های غیررسمی تحت پوشش بیمه است که در این صورت منابع مناسب در اختیار صندوق قرار می گیرد. چرا نمی خواهند به طور غیررسمی و سطح پوشش بیمه ای را افزایش دهند و در عوض فقط سن بازنشستگی را افزایش دهند؟


به گفته وی، گسترش پوشش بیمه ای و جلوگیری از فرار کارفرمایان از بیمه اساسی ترین راهکار برای افزایش درآمد ماهانه سازمان و جلوگیری از بحران منابع و هزینه ها در این صندوق است.


افزایش ۲ تا ۷ هزار میلیارد تومانی ورودی های صندوق با گسترش سایه بیمه


کافی است گسترش پوشش بیمه ای را به عنوان یک هدف در نظر بگیریم تا سازمان منابع مدیریتی قابل توجهی را بدون نیاز به اصلاحات پارامتریک یا کاهش حقوق کارگران دریافت کند. ارقام تعداد کارگران غیررسمی بسیار متغیر است. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برآورد درست یا نادرستی از میزان کار غیررسمی در کشور ندارد و برآوردهای تقریبی آن متفاوت است. آخرین برآوردها تا ماه های پایانی سال گذشته حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بود. در آخرین روزهای سال گذشته، نماینده کارفرمایان ناگهان در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار کارگر غیررسمی در کارگاه های رسمی یا غیررسمی – رسمی مشغول به کار هستند. وزارت تعاون تا به امروز این عدد را تکذیب نکرده و به نظر می رسد این عدد غیررسمی به واقعیت نزدیکتر باشد.


خوب، اگر فرض کنیم ۷ میلیون کارگر غیررسمی به معنای بدون بیمه در کشور داریم – مجموع کارگران شاغل در کارگاه های زیرزمینی و غیررسمی و کارگران بدون بیمه شاغل در کارگاه های رسمی – برای این تعداد تحت پوشش بیمه قرار می گیرند. . هر ماه به صندوق تامین اجتماعی واریز می شود. اگر برای بیمه هر یک از این ۷ میلیون کارگر ماهانه فقط یک میلیون تومان به حساب تامین اجتماعی واریز می شود، درآمد گروه از این ۷ میلیون نفر (۷ میلیون برابر میلیون تومان) معادل ۷ هزار میلیارد تومان است. ! بنابراین با غیررسمی بودن، درآمد ماهانه سازمان ۷ هزار میلیارد تومان افزایش می یابد، یعنی چیزی بیش از ۷۰ هزار میلیارد تومان در سال.


اگر نتوانیم این ۷ میلیون نفر را بیمه کنیم و فقط ۲ میلیون نفر از این کارگران غیررسمی را بیمه کنیم، ماهیانه ۲ هزار میلیارد تومان و سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی می رود. این عدد می تواند حدود نیمی از هزینه های ماهیانه گروه را پوشش دهد و اصلا عدد کمی نیست.


نیازی به افزایش سن بازنشستگی نیست!


این اقدام واحد – گسترش پوشش بیمه ای با بیمه کردن کارگران غیررسمی – بدون نیاز به اصلاح پارامتری، جریان های زیادی را به صندوق بازنشستگی وارد می کند و تعداد محصول تعادلی فوق را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.


بنابراین به گفته برخی مدیران، تنها راه جلوگیری از ریزش صندوق ها، حداقل از نظر تامین اجتماعی، «افزایش سن و سابقه بازنشستگی» است; این ادعا با مختصات اقتصاد ایران سازگاری ندارد. در اقتصادی که میلیون ها بیکار و میلیون ها کارگر در خارج از سایه حداقل بیمه امرار معاش می کنند، چرا باید به سراغ افزایش سن بازنشستگی به عنوان اولین اصلاحات برویم و با توسعه این فرصت را از جوانان جویای کار بگیریم؟ همچنین زمانی که می توان با مطالعه و تحقیق دقیق منابع سازمان را افزایش داد و عملاً از دولت خواست که بدهی ۴۲۰ هزار میلیارد تومانی به صندوق تامین اجتماعی را سریعتر پرداخت کند، تا دیر نشده باشد.


گزارش: نسرین هزاره مقدم


انتهای پیام/