مهدوی: خدا مرا از خطر نجات داد/ دزدها ۲۸ دقیقه منتظرم بودند


مهدوی: خدا مرا از خطر نجات داد/ دزدها 28 دقیقه منتظرم بودند

پیشکسوت فوتبال جزییات سرقت خیابانی از خود را تشریح کرد.


به گزارش خبرنگار ورزشی ایلنا، روز گذشته ویدئویی در فضای مجازی و رسانه ها منتشر شد که حمله سارق خیابانی را در حال موتور سواری به سرباز سابق فوتبال محمدرضا مهدوی نشان می داد. در این ویدئو مهدوی در حال عبور از خیابان بود که موتورسواری از کنار آن عبور کرد و گردن خود را از گردنش بیرون کشید و از محل متواری شد.


مهدوی در گفت و گو با یکی از مفسران ورزشی ایلنا درباره این سرقت گفت: در نمایشگاه یکی از دوستانم بودم و برای تجارت خودرو به آنجا رفته بودم و وقتی از خیابان خارج شدم و از خیابان عبور کردم، موتورسیکلت به من نزدیک شد و یک لحظه رو در رو بودیم، بعد گردنبند را از گردنم برداشت. همین نگاه رو در رو باعث شد صورتم بچرخد و از پشت گردنبند کشیده شود و پاره شود. اگر به موقع از صورت کشیده می شد یا گردنم پاره می شد، ممکن بود گردنم پاره و بریده شود و خدا رحمت کند.


وی در خصوص ارزش ریالی سرقت شده گفت: ارزش این گردنبند حدود ۲۰۰ میلیون تومان بود اما کفش های گرانقیمتی که به تازگی تهیه کرده بودم بیشتر گیج شدم و کف پای راستش از بین رفت. البته این هم رحمت خدا بود که اگر این کفش روی پای من نبود و از پایم محافظت نمی کرد، استخوان پایم کاملاً می شکست و ممکن بود به حالت اول برنگردد. و این رحمتی است که خداوند به من کرده است.


این جانباز ادامه داد: به دلیل اینکه گردنبند به دور گردنم کشیده شد و سپس از روی پایم لیز خورد و باعث از دست دادن تعادل و افتادن روی زمین شد. به سمتش رفتم، اما او یک سلاح سرد همراه داشت که می خواست به من آسیب برساند، آن را رها کرد و به سرعت فرار کرد و از دیدگانش فرار کرد. خدا را شکر دوربین های مداربسته به خوبی صحنه را ثبت کردند و پلیس نیز پیگیر ماجرا است به امید اینکه تا فردا سارق پیدا شود.


مهدوی درباره اینکه آیا سارق فریب خورده یا اینکه سرقت را ناآگاهانه انجام داده اند، گفت: پشت یک سطل مکانیکی تا زمانی که از ویترین خارج شدم. .” بیا بیرون. برای من تعجب آور است زیرا دزدها معمولاً سعی نمی کنند از افراد مشهور سرقت کنند زیرا می دانند داستان جنبه رسانه ای دارد و احتمال بیشتری دارد که دستگیر شوند، اما به نظر می رسد که آنها شگفت زده شده اند. orm.


وی درباره اتفاق مشابهی که چند سال پیش برای علی دایی رخ داد، توضیح داد: در آن صحنه دایی نگران دخترش بود و اگر دخترش نبود دزدها نمی توانستند با او کاری کنند، دایی حریف سه است. اما نگران دخترش است .. شد و به همین دلیل این اتفاق افتاد.


انتهای پیام/